عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

45

كشف الحقايق ( فارسى )

چنان كه گفته شد اتفاقست و در بعضى روايات آمده است كه چون زمين را بيافريد و كوه قاف را پيدا آورد باز زمين را در ميان گرفت ( كذا ) زمين همچنان بر روى آب مىجنبيد و قرار نمىگرفت خداوندگار گاوى و ماهيى آفريد كه بزرگى آن گاو و آن ماهى را جز او كس نداند و ماهى را در دريا بر روى آب قرار داد و گاو را بر پشت ماهى جاى داد و زمين را در ميان هر دو شاخ گاو قرار داد و در بعضى روايات آمده است كه همان مقدار خلق كه در طبقه زمين ساكنند در كوه قاف ساكنند و در ميان كوه قاف شهرها بسيارست و در هر شهرى خلقان گوناگون‌اند بلكه ولايت بسيار است و در هر ولايتى چندين شهر است همچون ولايت جابلقا و ولايت جابلسا و ولايت تارس و ولايت تامل ( كذا - ظ - تافيل يا تاقيل ) و مانند اين و روشنايى ايشان نه به آفتابست كه آفتاب در آنجا نمىتابد پس روشنايى از روشنايى كوه قافست پس بدين قول زمين در ميان كوه قافست در ميان شاخ گاو بر پشت ماهى و ماهى بر روى آبست و دوزخ در زمين هفتم است و بهشت بر آسمان هفتم و بالاى بهشت كرسى است و بالاى كرسى عرش و بالاى عرش هفتاد هزار حجاب عزت است و بالاى هفتاد هزار حجاب عزت سرادق جلالست و بعد از سرادق جلال ازار عظمت و رداى كبرياست و اشكال آن جمله بكشيدن معلوم و محسوس نگردد . « 1 » فصل در سخن اهل حكمت در بيان آنكه عالم بچه طريق پيدا آمد و در بيان ترتيب موجودات بدانكه اهل حكمت مىگويند كه اول چيزى كه از بارىتعالى صادر شد جوهرى بود اينست معنى : « اول ما خلق اللّه العقل » « 2 » و اين اصليست به نزديك

--> ( 1 ) - و اشكال اين جمله را بركشيديم تا محسوس گردد و اول آن را مطالعه كنند تا دريابند و اشكال اينست : عرش : شكل و بزرگى عرش جز خداى تعالى كسى ديگر نداند . ( و سپس تا پايان صفحه كه بيشتر از نيم است سفيد است ) ( 2 ) - اول ما خلق اللّه الدرة و نام آن جوهر عقل بود اينست معنى اول ما خلق اللّه العقل